Tuesday, December 29, 2009





در این تصویر دو مربع A و B همرنگ هستند. اگر باور نمی‌کنید عكس رو ببريد توي paint بعد يك تكه از مربع A رو كات كنيد ببريد روي B.
این تصویر در سال 1995 توسط ادوارد ادلسون پروفسورای علوم بصری منتشر شد.
نکته جالب اینجاست که حتی بعد از اینکه می‌فهمی دو مربع یک رنگ هستند باز هم باور نمی‌کنی!
در واقع ما نمی‌بینیم، مغز ما می‌بینه و پردازش میکنه و ما حاصل پردازش رو درک می‌کنیم.

اين رو واسه كساني فرستادم كه فكر ميكنند همه چيز رو بايد ديد تا باور كرد.

Friday, December 18, 2009

مومن؟ امت آگاه؟ مزدور؟ نفوذی؟ فریب خورده؟ ذوب شده؟










نوشته آینده:معتقدم احتمال تقلب در انتخابات کمتر از 30 درصد است

Thursday, December 17, 2009

در جان ما ندید

باران گرفت وگریه ی پنهان ما ندید
خوابید شهر وخواب پریشان ما ندید

تاوان بی نزاكتی از عاشقان گرفت
آن كور دل كه چاك گریبان ما ندید

ما خود دریده ایم قبا را مگر كسی
در روز مرگ پیكر عریان ما ندید

بر ایل ما چه رفت كه دلتنگ ما نشد
در عكس ما چه دید كه در جان ما ندید

مست است آنكه یاد حریفان ما نكرد
خواب است آنكه خون شهیدان ما ندید

دلتنگم از كسی كه مزامیر سبز را
در عقل سرخ سید خندان ما ندید

عبدالجبار کاکایی

Wednesday, December 2, 2009

باید به این خانم چی گفت؟!؟




این هم خونه من!!! گفتم تا کو.. بسوزه





Friday, November 20, 2009

و آنگاه دو سال بگذشت

صبح با چهره نشسته (شسته نشده!) ه

Wednesday, November 18, 2009

ضریب هوشی

خیلی وقتها به شغل افراد و کاری که برای پیشرفت خودشان و جامعه شان می کنن، فکر می کنم. آیا همه مردم فکر می کنن که نوع کاری که در طول ساعت کاریشون انجام می دهند چه تاثیری در حرکت رو به رشد خود و دیگر مردم جامعه شون داره؟ و در واقع براشون مهمه که فعالیتی که انجام می دهند باعث بشه 10 سال آینده شون بهتر از الان باشه؟ قطعاً میزان تاثیر گذاری افراد مختلف جامعه نسبت به یکدیگر متفاوت است و این قبول که توانایی افراد در عملی کردن آرزوهای مردم با هم یکسان نیست ، اما اینکه عده ای منتظر باشن تا فقط از موقعیت های که دیگر افراد بوجود آورده اند استفاده کنن و از اینکه فرصت مناسبتری برای ابراز وجود پیدا نکرده اند گله مندند، حدیث دیگریست. این افراد در موقعیتهای کاری که توسط دیگران برایشان بوجود آمده کار می کنن و اکثراً از وضعیتشان ناراضی هستند و مدام در حال غر زدن هستند که توانایی هایشان کشف نشده باقی مانده و یا در حقشان اجحاف می شود.
من تمام این افراد رو افراد فعال جامعه می نامم.
جالب برای من افرادی هستند که جزء درصد فعال جامعه به حساب نمی آیند و من انها رو گروه غیر فعال یا غیر موثر می نامم. این افراد که در جامعه ما کم هم نیستند، در واقع خود موقعیت شغلی را به وجود نمی آورند و درموقعیت بوجود آمده دیگران فعالیت مثبتی نمی کنن، اینها تنها حرکت رو به رشد دیگران را متوقف می کنن. این گروه ضریب هوشی کمی داشته و تنها فرمانبر افرادی هستند که در ذهنشان آنها را مرشد می شناسند.
حالا یک راست می روم سر اصل ماجرا
واقعیتش اینه که انگیزه افرادی که بعد از انتخابات مردم معترض را به چوب و شیلنگ و ... کتک می زدند برایم قابل درک نیست، از این مهمتر میزان اهمیت این افراد در پروسه مالی و صنعتی و ... کشور هستش؟؟!!؟
یعنی میخوام بدونم با فرض محال اینکه تعداد دو طرف درگیری برابر بوده باشد، موقعیت مالی و علمی دو طرف به چه شکلی بوده و حتی اگر این آقایون مزدور دولتی(چون ظاهراً برای این کاری که انجام داده اند دستخوش هم دریافت نموده اند) می توانستند حریفان خود ساخته شان را از صحنه به در کنند چه اتفاقی می افتاد، آیا همین افراد ، مدیری داشتند که برایش کار کنند و در مقابل غر بزنند و یا حتی مدیری کار بلدی داشتند که جلوی حماقتهای کاریشان را بگیرد؟!؟


زمانی که تلویزیون یک ایرانی را به عنوان افتخار آفرین در موضوعات مختلف نشان می دهد (دانش آموز المپیادی، مدیر برتر صنعتی، ورزشکار، مخترع، شرکت کننده در مسابقات تلویزیونی و ...) منظور کدام یک از طرفین است؟!؟
اصلاً این حضرات اهمیتی در چرخه مالی و علمی و فرهنگی و ... این مملکت دارند؟

Thursday, November 5, 2009

آزادی



چند هفته پیش بود که آقای رئیس جمهور "احمدی نژاد" اعلام کرد که آزادی در ایران نزدیک به مطلق است، ظاهراً پر بی راه هم این جوک را نساختند!:

در يك نظر سنجي از مردم دنيا سوالي پرسيده شد و نتيجه جالبي به دست آمد از اين قرار سوال : نظر خودتون رو راجع به راه حل كمبود غذا در ساير كشورها صادقانه بيان كنيد؟ و كسي جوابي نداد چون در آفريقا كسي نمي دانست غذا يعني چه؟ در آسيا كسي نمي دانست نظر يعني چه؟ در اروپاي شرقي كسي نمي دانست صادقانه يعني چه؟ در اروپاي غربي كسي نمي دانست كمبود يعني چه؟ در آمريكا كسي نمي دانست ساير كشورها يعني چه؟

ایشون مثل اینکه خبر نداشتن 13 آبان برای توسعه آزادی و البته .... موبایلها و اینترنت قطع شده و کل شهر توسط .... کنترل می شد ، اگر میدونستند حتماً میگفتن "آینجا آزادی کاملاً مطلقه"

این هم در تایید فرمایشت رئیس جمهور که نشون میده اینجا آزادی نزدیک به مطلق وجود داره و حتی تو اجازه داری خونت را اینجوری بسازی !!!

Saturday, October 31, 2009

اعتماد به نفس بعضی از دوستان


همه ما دوستانی داریم که خیلی از اوقات از مقدار اعتماد به نفسی که دارن واقعاً شگفت زده میشویم!
مثلاً کسانی که فکر میکنن که خوش تیپ هستند(ادعای خوش تیپی دارن) ، یا کسانی که فکر میکنن توی کار حرفه ایند و یکسره حریف می طلبند، همچنین کسانی که ادعای رفاقت می کنن و سر بزنگاه ترتیبت رو بد جوری میدن
حالا چند تا مثال ناقابل می زنم که کیفمون هم کوک بشه:
اول اینکه: ما دوستانی داریم با موهای آلا گارسون زد و دماغ سر بالا، کمرهای 30 سانتی و البته لباسهای مارکدار آنچنانی
البته منظور نظرم یک خانم نیست بلکه یه آقایست
:D
دوییم: یه بنده خدایی داریم که چون مطمئنم که شعورش نمی رسه بخواد بیاد همچین جایی و مطلبی در مورد خودش بخونه و بهش برخوره راحتر میشه در موردش صحبت کرد؛ بعد از اینکه یک نفر سرش رو یک میلیارد ریال کلاه گذاشته، در مورد ریسسش که استاد دانشگاه هستش و 20 ساله کار بازرگانی میکنه و کاملاً هم موفق بوده، تصور میکنه تو اولین جلسسه تونسته اون رو از اشتباه در بیاره و راه و چاه را نشونش داده و البته به این قضیه اعتقاد هم داره.
سیم: هروقت گیرش افتادین خودتون میایین و در موردشون برام مینویسین، این هم نمونه اش
توضیح هم نداره

Friday, October 16, 2009

استعدادهای درخشان ما




یکی دو هفته ای می شود که شبکه .ام.بی سی.4 برنامه ای به نام "استعدادهای درخشان آمریکا" که تولید شبکه ان. بی سی. آمریکاست رو باز پخش می کنه. جالب برای من تنها اجرای برنامه یا هدف این برنامه نیست. یعنی فقط نگاه اونا (خیلی از کشورهای خارجی) در کشف استعدادهاشون نیست بلکه تلاشی هست که برای ایجاد انگیزه و اعتماد به نفس در شهرونداشون ایجاد می کنن به نظرم مهمتره، همین مطلب رو تو مسابقات المپیک هم دیدم. من بعضی از مسابقات دو میدانی رو دیدم. می دونین که دو میدانی بسیار گر تنوع دارد، افرادی که از کشورهای مختلف و در رشته های مختلف شرکت کرده بودند برایم جالب بودند مثلاً دخترانی که در مسابقه پرتاب وزنه شرکت کرده بودند به دلیل ماهیت این ورزش خیلی چاق بودند و کسانی که در مسابقات ماراتن شرکت کرده بودند خیلی لاغر و اکثرشون هم زشت بودند! حالا تکلیف این آدم ها در ایران چیه؟! اکثراً گوشه گیر و منزوی میشن، یعنی وقتی معادل اون خانمها رو تو ایران سنجیدم ، دیدم اینها جایی در برنامه ریزی ها ندارند. همین آدمهای زشت تو مسابقه "استعدادهای درخشان آمریکا" دیده می شدند که برای به دست آوردن جایزه یا هرچیزه دیگه ای چه تلاشی کرده اند و تا کجا پیشرفت کرده . و یا آدمهای با اعتماد به نفسی که برای محک زدن خودشون در این مسابقه شرکت کردند و خود را در بوته آزمایش قرار دادند.
فکر می کم توضیح بیشتر هم نیاز نیست...