حمید مصدق خرداد ۱۳۴۳
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت
جواب زیبای فروغ فرخ زاد به حمید مصدق
من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من
وسیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را …
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت
Friday, January 8, 2010
Tuesday, December 29, 2009

در این تصویر دو مربع A و B همرنگ هستند. اگر باور نمیکنید عكس رو ببريد توي paint بعد يك تكه از مربع A رو كات كنيد ببريد روي B.
این تصویر در سال 1995 توسط ادوارد ادلسون پروفسورای علوم بصری منتشر شد.
نکته جالب اینجاست که حتی بعد از اینکه میفهمی دو مربع یک رنگ هستند باز هم باور نمیکنی!
در واقع ما نمیبینیم، مغز ما میبینه و پردازش میکنه و ما حاصل پردازش رو درک میکنیم.
اين رو واسه كساني فرستادم كه فكر ميكنند همه چيز رو بايد ديد تا باور كرد.
Friday, December 18, 2009
Thursday, December 17, 2009
در جان ما ندید
باران گرفت وگریه ی پنهان ما ندید
خوابید شهر وخواب پریشان ما ندید
تاوان بی نزاكتی از عاشقان گرفت
آن كور دل كه چاك گریبان ما ندید
ما خود دریده ایم قبا را مگر كسی
در روز مرگ پیكر عریان ما ندید
بر ایل ما چه رفت كه دلتنگ ما نشد
در عكس ما چه دید كه در جان ما ندید
مست است آنكه یاد حریفان ما نكرد
خواب است آنكه خون شهیدان ما ندید
دلتنگم از كسی كه مزامیر سبز را
در عقل سرخ سید خندان ما ندید
عبدالجبار کاکایی
خوابید شهر وخواب پریشان ما ندید
تاوان بی نزاكتی از عاشقان گرفت
آن كور دل كه چاك گریبان ما ندید
ما خود دریده ایم قبا را مگر كسی
در روز مرگ پیكر عریان ما ندید
بر ایل ما چه رفت كه دلتنگ ما نشد
در عكس ما چه دید كه در جان ما ندید
مست است آنكه یاد حریفان ما نكرد
خواب است آنكه خون شهیدان ما ندید
دلتنگم از كسی كه مزامیر سبز را
در عقل سرخ سید خندان ما ندید
عبدالجبار کاکایی
Sunday, December 13, 2009
Wednesday, December 2, 2009
Friday, November 20, 2009
Wednesday, November 18, 2009
ضریب هوشی
خیلی وقتها به شغل افراد و کاری که برای پیشرفت خودشان و جامعه شان می کنن، فکر می کنم. آیا همه مردم فکر می کنن که نوع کاری که در طول ساعت کاریشون انجام می دهند چه تاثیری در حرکت رو به رشد خود و دیگر مردم جامعه شون داره؟ و در واقع براشون مهمه که فعالیتی که انجام می دهند باعث بشه 10 سال آینده شون بهتر از الان باشه؟ قطعاً میزان تاثیر گذاری افراد مختلف جامعه نسبت به یکدیگر متفاوت است و این قبول که توانایی افراد در عملی کردن آرزوهای مردم با هم یکسان نیست ، اما اینکه عده ای منتظر باشن تا فقط از موقعیت های که دیگر افراد بوجود آورده اند استفاده کنن و از اینکه فرصت مناسبتری برای ابراز وجود پیدا نکرده اند گله مندند، حدیث دیگریست. این افراد در موقعیتهای کاری که توسط دیگران برایشان بوجود آمده کار می کنن و اکثراً از وضعیتشان ناراضی هستند و مدام در حال غر زدن هستند که توانایی هایشان کشف نشده باقی مانده و یا در حقشان اجحاف می شود.
من تمام این افراد رو افراد فعال جامعه می نامم.
جالب برای من افرادی هستند که جزء درصد فعال جامعه به حساب نمی آیند و من انها رو گروه غیر فعال یا غیر موثر می نامم. این افراد که در جامعه ما کم هم نیستند، در واقع خود موقعیت شغلی را به وجود نمی آورند و درموقعیت بوجود آمده دیگران فعالیت مثبتی نمی کنن، اینها تنها حرکت رو به رشد دیگران را متوقف می کنن. این گروه ضریب هوشی کمی داشته و تنها فرمانبر افرادی هستند که در ذهنشان آنها را مرشد می شناسند.
حالا یک راست می روم سر اصل ماجرا
واقعیتش اینه که انگیزه افرادی که بعد از انتخابات مردم معترض را به چوب و شیلنگ و ... کتک می زدند برایم قابل درک نیست، از این مهمتر میزان اهمیت این افراد در پروسه مالی و صنعتی و ... کشور هستش؟؟!!؟
یعنی میخوام بدونم با فرض محال اینکه تعداد دو طرف درگیری برابر بوده باشد، موقعیت مالی و علمی دو طرف به چه شکلی بوده و حتی اگر این آقایون مزدور دولتی(چون ظاهراً برای این کاری که انجام داده اند دستخوش هم دریافت نموده اند) می توانستند حریفان خود ساخته شان را از صحنه به در کنند چه اتفاقی می افتاد، آیا همین افراد ، مدیری داشتند که برایش کار کنند و در مقابل غر بزنند و یا حتی مدیری کار بلدی داشتند که جلوی حماقتهای کاریشان را بگیرد؟!؟
زمانی که تلویزیون یک ایرانی را به عنوان افتخار آفرین در موضوعات مختلف نشان می دهد (دانش آموز المپیادی، مدیر برتر صنعتی، ورزشکار، مخترع، شرکت کننده در مسابقات تلویزیونی و ...) منظور کدام یک از طرفین است؟!؟
اصلاً این حضرات اهمیتی در چرخه مالی و علمی و فرهنگی و ... این مملکت دارند؟
من تمام این افراد رو افراد فعال جامعه می نامم.
جالب برای من افرادی هستند که جزء درصد فعال جامعه به حساب نمی آیند و من انها رو گروه غیر فعال یا غیر موثر می نامم. این افراد که در جامعه ما کم هم نیستند، در واقع خود موقعیت شغلی را به وجود نمی آورند و درموقعیت بوجود آمده دیگران فعالیت مثبتی نمی کنن، اینها تنها حرکت رو به رشد دیگران را متوقف می کنن. این گروه ضریب هوشی کمی داشته و تنها فرمانبر افرادی هستند که در ذهنشان آنها را مرشد می شناسند.
حالا یک راست می روم سر اصل ماجرا
واقعیتش اینه که انگیزه افرادی که بعد از انتخابات مردم معترض را به چوب و شیلنگ و ... کتک می زدند برایم قابل درک نیست، از این مهمتر میزان اهمیت این افراد در پروسه مالی و صنعتی و ... کشور هستش؟؟!!؟
یعنی میخوام بدونم با فرض محال اینکه تعداد دو طرف درگیری برابر بوده باشد، موقعیت مالی و علمی دو طرف به چه شکلی بوده و حتی اگر این آقایون مزدور دولتی(چون ظاهراً برای این کاری که انجام داده اند دستخوش هم دریافت نموده اند) می توانستند حریفان خود ساخته شان را از صحنه به در کنند چه اتفاقی می افتاد، آیا همین افراد ، مدیری داشتند که برایش کار کنند و در مقابل غر بزنند و یا حتی مدیری کار بلدی داشتند که جلوی حماقتهای کاریشان را بگیرد؟!؟
زمانی که تلویزیون یک ایرانی را به عنوان افتخار آفرین در موضوعات مختلف نشان می دهد (دانش آموز المپیادی، مدیر برتر صنعتی، ورزشکار، مخترع، شرکت کننده در مسابقات تلویزیونی و ...) منظور کدام یک از طرفین است؟!؟
اصلاً این حضرات اهمیتی در چرخه مالی و علمی و فرهنگی و ... این مملکت دارند؟
Thursday, November 5, 2009
آزادی

چند هفته پیش بود که آقای رئیس جمهور "احمدی نژاد" اعلام کرد که آزادی در ایران نزدیک به مطلق است، ظاهراً پر بی راه هم این جوک را نساختند!:
در يك نظر سنجي از مردم دنيا سوالي پرسيده شد و نتيجه جالبي به دست آمد از اين قرار سوال : نظر خودتون رو راجع به راه حل كمبود غذا در ساير كشورها صادقانه بيان كنيد؟ و كسي جوابي نداد چون در آفريقا كسي نمي دانست غذا يعني چه؟ در آسيا كسي نمي دانست نظر يعني چه؟ در اروپاي شرقي كسي نمي دانست صادقانه يعني چه؟ در اروپاي غربي كسي نمي دانست كمبود يعني چه؟ در آمريكا كسي نمي دانست ساير كشورها يعني چه؟
ایشون مثل اینکه خبر نداشتن 13 آبان برای توسعه آزادی و البته .... موبایلها و اینترنت قطع شده و کل شهر توسط .... کنترل می شد ، اگر میدونستند حتماً میگفتن "آینجا آزادی کاملاً مطلقه"
این هم در تایید فرمایشت رئیس جمهور که نشون میده اینجا آزادی نزدیک به مطلق وجود داره و حتی تو اجازه داری خونت را اینجوری بسازی !!!
Saturday, October 31, 2009
اعتماد به نفس بعضی از دوستان

همه ما دوستانی داریم که خیلی از اوقات از مقدار اعتماد به نفسی که دارن واقعاً شگفت زده میشویم!
مثلاً کسانی که فکر میکنن که خوش تیپ هستند(ادعای خوش تیپی دارن) ، یا کسانی که فکر میکنن توی کار حرفه ایند و یکسره حریف می طلبند، همچنین کسانی که ادعای رفاقت می کنن و سر بزنگاه ترتیبت رو بد جوری میدن
حالا چند تا مثال ناقابل می زنم که کیفمون هم کوک بشه:
اول اینکه: ما دوستانی داریم با موهای آلا گارسون زد و دماغ سر بالا، کمرهای 30 سانتی و البته لباسهای مارکدار آنچنانی
البته منظور نظرم یک خانم نیست بلکه یه آقایست
:D
دوییم: یه بنده خدایی داریم که چون مطمئنم که شعورش نمی رسه بخواد بیاد همچین جایی و مطلبی در مورد خودش بخونه و بهش برخوره راحتر میشه در موردش صحبت کرد؛ بعد از اینکه یک نفر سرش رو یک میلیارد ریال کلاه گذاشته، در مورد ریسسش که استاد دانشگاه هستش و 20 ساله کار بازرگانی میکنه و کاملاً هم موفق بوده، تصور میکنه تو اولین جلسسه تونسته اون رو از اشتباه در بیاره و راه و چاه را نشونش داده و البته به این قضیه اعتقاد هم داره.
سیم: هروقت گیرش افتادین خودتون میایین و در موردشون برام مینویسین، این هم نمونه اش
توضیح هم نداره
Subscribe to:
Posts (Atom)










